دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

برغان

   نوشته شده توسط: آق محسن موسوی    

قبل از هشتگرد بسمت راست راه یک شهر کوچک

در اتوبان کرج قزوین هست.بعد از کردان یک ده بزرگ

و آباد بنام برغان وجود دارد.دیروز ما در آنجا پیک نیک

بودیم و من برای اولین مرتبه در کنار رودخانه و بین درختان

سمور های کوچک بسیار زیبا دیدم.گردش خوبی بود

تصمیم داریم باز هم به آنجا مسافرت کنیم


جمعه 1 اردیبهشت 1396

انتظار

   نوشته شده توسط: آق محسن موسوی    

منتظر حرکت بعدی احمدی نژاد باشید

از هاله نور هم کاری بر نیامد


چهارشنبه 30 فروردین 1396

شورش احمدی نژاد

   نوشته شده توسط: آق محسن موسوی    

نتیجه اعتراض سال 88 فاجعه بار بود .مواظب باشید

دوباره فریب مزدوران و نزدیکان نظام را نخورید در

سال 88 مخالفان به خیابانها ریختند و همین باعث

شد فعالترین و مخابفترین های بدرد بخور شناسائی

و دستگیر بشوند.این پروژه برای نظام بسیار مفید

و کارآمد بود و این بار هم احمدی نژاد به میدان

آمده تا ته مانده مخالفان را از پناهگاهها بیرون

بکشد. این نظام با راهپیمائی و تظاهرات کوچکترین

لطمه ائی نمی خوره .راه دیگری باید جستجو کرد

من خودم شاهد بودم که لباس شخصی ها با

دسته کلنگ آماده حمله به مردم بودند

باید مراکز تفکر و اندیشه بوجود بیاید تا با

فکر و اندیشه کاری از پیش برد با احساسات

دیگر نمی شود


سه شنبه 29 فروردین 1396

فریبکاری

   نوشته شده توسط: آق محسن موسوی    

زمانی که صداو سیما از ایران و ملیت ایرانی

وکلا سرزمین میگوید دروغ محضه باور نکنید

یادمان باشد که اینها از ملی گراها سیلی

خورده اند و هر گز آنرا فراموش نمی کنند


سه شنبه 29 فروردین 1396

انواع استعمار

   نوشته شده توسط: آق محسن موسوی    

در جهان مدرن امروز 3 نوع استعمار وجود دارد

اول: نوع گاوداری مدرن یعنی خوب به گاوها رسیدگی میشود

از هر نظر و خوب هم از آنها شیر دوشیده میشود

دوم:آن گاوداری را از جا میکنند و تا دومتر خاک آنرا هم با

خود می برند

سوم:مانند عنکبوتی که مگس میگیرد و ریق مگس را

میمکد . ظاهرا در تارها مگس است ولی در حقیقت

درون آن چیزی نیست

نامگذاری روزهای متعدد و اماکن و همه چیز با نامهای

خوب همان نوع سوم استعمار است

روز مسافرکشان ساده لوح تبریک و محتوا ندارد


سه شنبه 29 فروردین 1396

روز ساده لوحان

   نوشته شده توسط: آق محسن موسوی    

روز ساده لوحان مسافر کش (گوشت جلوی توپ سابق)

هیچ تبریک ندارد


یکشنبه 27 فروردین 1396

روز ارتش

   نوشته شده توسط: آق محسن موسوی    

نامگذاری 29 فروردین بنام روز ارتش کد بود که

برای نابودی آن ارتش عظیم بکار رفت با جنگ

8ساله و انتصاب فرماندهان دلخواه خودشان

نه شایستگان بر ترس خود از ارتش سرپوش

گذاشتند تا ناتوان و نابودش کردند


جمعه 25 فروردین 1396

عدم شناخت شادی

   نوشته شده توسط: آق محسن موسوی    

قسمت عمده ائی از محله غفرانیه توسط مسئولین

حصار کشی شد و تند رو ترین مردان غمگین از بقیه

جدا شدند ولی بازهم متوجه وضع اسفبار خود نشدند

شکل ظاهری محله بهم ریخت کم کم فرار حوریان از

خانه ها شروع شد و هرروز از شکوه قصرها کاسته

میشد و بوی غم همه جارا گرفته بود درختان طوبی

کم کم خشک شدند و افتادند روی جوی های عسل

و شیر و برگهای درختان روی شیرها ماند وموجب

گندیدگی و بوی بد شد.مردان حالا دیگر در محلهای

تجمع با فریاد و شعار از غمهای خود میگفتند و

رادیو هم به آنها سرنخ میداد که این مشکلات

از محلات بالاست .

اوضاع هر روز بدتر میشد ولی تعدادی از مردان

غمگین علیرغم تلاش رادیو متوجه شدند که

این مصیبت ها را خودشان بسر خودشان

آورده اند آنها به خود مراجعه کردند و متوجه

شدند هنوز کمی اراده برای آنها باقی مانده

تعدادشان کم بود ولی همدیگر را پیدا کردند

و تصمیم گرفتند دسته جمعی اراده کنند تا

غم از این قسمت غفرانیه برود و شادی جای

غم را بگیرد واراده کردند.مقدار کمی از غم

از محله رفت ولی شادی نیامد

آخه اونها شادی را نمی شناختند و فراموشش

کرده بودند پس نمی دانستند چه چیزی را

باید اراده کنند .حالا مردم غمگین با حسرت

به جوی های شیر و عسل و شراب نگاه میکنند

و افسوس میخورند و به شاخه های خشک

درختهای طوبی دخیل می بندند


پنجشنبه 24 فروردین 1396

بن بست غم

   نوشته شده توسط: آق محسن موسوی    

دلسوزان محله غفرانیه دوست داشتند مردم را

نسبت به بیهوده بودن غمهای خود ساخته آگاه

کنند اما با توجه به آموزشهای پنهانی رادیو بی بی بی

مردم غمگین این مشفقان را نادان و خود فروخته و

احمق میدانستند و با آنها خیلی خشن برخورد

میکردند و کم کم آنها را منزوی کردند و هر دم با

یافتن غمهای جدید خود را بیشتر روشنفکر و معتقد

و دانا میدانستند تمام محله غفرانیه را سیل غم

برده بود و مردان این محله در قهوه خانه ها و سایر

محلهای تجمع نسبت به تحریک و تهییج دوستان

خود جری تر میشدند و حتی درختان طوبی را

از ریشه در میاوردند و شراب بی حساب میخوردند

و عسلها و شیرها در جوی ها را آلوده میکردند

آنها کمتر به قصرهای خود میرفتند و از احوال

حوریان خود بی اطلاع بودند آنها دیوانه وار منتظر

تغییراتی بودند تا آنها را از غمهای بی حساب

نجات بدهدو القائات رادیو هم این مسئله را

بغرنج تر میکرد


پنجشنبه 24 فروردین 1396

ابداع غم

   نوشته شده توسط: آق محسن موسوی    

زمانی که آن مرد به مفهوم جمله پی برد

و دانست که سلطان غم مادر یعنی چی

متوجه شد که در بهشت غم وجود ندارد

لذا با دوستان وآشنایان گفتگو کرد و دسته

جمعی اراده کردند تا غم در بهشت ایجاد

شود .پس غم ایجاد شد.البته القائات

رادیو بی بی بی در ایجاد غم بی تاثیر

نبود این رادیو با ارسال امواج بخصوصی

مردم محله غفرانیه را بیاد غم وغصه هایشان

در دنیا می انداخت.مثل غم دوری از وطن

و مهاجرت به حومه شهرهای بزرگ وغم نگرانی

بیکاری و سختی زندگی در شرایط سخت

غم اعتیاد فرزندانشان و دهها غم منطقی دیگر

سیل غمها باعث شد آنها وضعیت موجود بهشت

و اینهمه نعمت را فراموش کنند و در گفتگوهای

خصوصی خود از وجود اینهمه نارسائی شاکی

باشند


تعداد کل صفحات: 142 1 2 3 4 5 6 7 ...