درباره وبلاگ


شاید برای صد سال دیگر مینویسم

مدیر وبلاگ : آق محسن موسوی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا وبلاگ خواندنی است





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ببخشید شما ؟
امروز زیباست چون بخشندگی زیباست




زمانی که آشیل در راه بازگشت به خانه اسیر غول یک چشم میشود

بعد از چندی با همیاری همراهان خود آن یک چشم غول را هم کور

میکند و همگی از دست غول تجات پیدا میکنند.چند نکته در آزادی

آشیل مورد نظر قرار میگیرد

اول اینکه در بین یاران آشیل خبر چین و آدم فروش نبود تا آشیل را

به قیمت آزادی خود بفروشد

دوم اینکه آن غول یک چشم داشت و همه را بیک چشم نگاه میکرد

که این یعنی خودی و غیر خودی را با یک چشم نگاه میکرد که همین هم

موجب شد اسراء از دستش فرار کنند

سوم در زمانهای اساطیری فقط یک غول یک چشم بود و آنهم در یک غار

زندگی میکرد و به مردم دهات و شهر و تمدن کاری نداشت

چهارم .غوله بلد نبود سانسور کنه وتمام اسباب و اثاثه اش در غار ولو

بود و بهمین دلیل آشیل توانست از وسائل متعلق به غوله که در غار بود

علیه خودش استفاده کند

پنجم طبق روایت آقا غوله یا خودش از خدایان بوده و یا ماموریت مستقیم

از طرف خدایان داشته.

ششم آشیل همینطور کتره ائی کار نکرد اول محیط را بررسی کرد بعد به نقاط

ضعف آقا غوله توجه کرد بعد ابزارش را پیدا کرد و تیز کرد بعدش شانس

آورد که در این فاصله مهیا شدن توسط غوله خورده نشد و توانست سر فرصت

با خوراندن شراب غوله را خواب کرده و چشمش را کور کند

هفتم مکافات تازه پس از کوری غول شروع شد و اگر آنها پوست پشمدار گوسفند

تهیه نکرده بودند حتما بدست غوله اسیر میشدند

نتایج بسیار دیگری را هم میشود از افسانه گرفت که من رعایت وقت شمارا کردم

حالا نتیجه گیری میکنیم که اگر خدای نکرده در راه زندگی اسیر غولی شدید

با دقت در افسانه ها که قطعا با بیان یک داستان سمبلیک موارد زیادی را منتقل

میکنند راه نجات خودرا بیابیم فقط در این مورد مشکلاتی از قبیل اینکه غول ما

دارای چشمهای زیادی است و آدم را درسته نمی خورد جدیداً خوراکش فقط

مغزه و یار و همراهی که آدم فروش نباشدهم کمتر پیدا میشود و......





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 28 مرداد 1397 :: نویسنده : آق محسن موسوی
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر